حکایت عشق ...

درباره بلاگ
حکایت عشق ...

از پیــر مـــردی پرسیده اند
" عشق " چند حرف دارد ؟
گفـت : چــهــار حـــرف ...
بـه او خندیدند و رفـتـنـد ...
پیر مرد زیر لب هایش , " حسین " میگفت ...

یا حسین ...

- - - - - - -
پرسه های ذهن م در دنیای کوچک خیال م
دل نـوشت هـایی را به ارمغان می آورد کـه
آنها را در اینجا نشر میدهم ....

به امید گوشه چشمی ...

- - - - - -
برخی!
از مطالب با "خونِ دل" نوشته می شوند
لــطـفـــاً بــا "اشــکِ چشــم" بخـوانـیــد

- - - - - -

نشر مطالب بی ذکر منبع بلا مانع است ،
حلالِ جانتان ...

کربلایی باشید

راوی

۴ مطلب با موضوع «شهدا» ثبت شده است



حالا تویی و دریای رحمت الهی ..
و
من هستم و غرق در گناهانم
.
چقدر غواص بودنمان با هم
متفاوت است ...
.
.
ماهی جای ش در آب است
نه خاک ...
.
.

عاشق

دیشب بابا

برای من

یک عروسک خرید ...

.

.

الکی مثلا من بابا دارم ...

امضا : دختر شهید

.

.

دختر ها بابایی اند ...

عاشق

هرچه دل بسته تر شوی ، دنیاییت بزرگ تر می شود ...

دنیا هم اگر برای ت بزرگ شود ، که واویلا ...


+ آدمی است دیگر ، گاهی دلش گیر میشود برای این و آن !

شهید از دل بستگی های خود بُریــد !
آنگاه ، به سوی معبودش پر کشید ...

+ مانده ام
خدا عاشق من است ، یا من عاشق خدا ؟

آسمانی ام کن ...
عاشق
و من اینک اینجا نشسته ام و
همچنان به شرمندگی خود فکر میکنم
که آنها که بوده اند و من که هستم ؟!
آنها چه میکنند و من چه میکنم ؟!
آنها چطور بوده اند و من الان چطورم ؟!

+عاشق خدا که بشوی ، او هم عاشقت می شود...
شهید یعنی عاشق خدا...
+الان ، خرمشهر ، جمعیت 36 میلیون نفر...
عاشق