حکایت عشق ...

درباره بلاگ
حکایت عشق ...

از پیــر مـــردی پرسیده اند
" عشق " چند حرف دارد ؟
گفـت : چــهــار حـــرف ...
بـه او خندیدند و رفـتـنـد ...
پیر مرد زیر لب هایش , " حسین " میگفت ...

یا حسین ...

- - - - - - -
پرسه های ذهن م در دنیای کوچک خیال م
دل نـوشت هـایی را به ارمغان می آورد کـه
آنها را در اینجا نشر میدهم ....

به امید گوشه چشمی ...

- - - - - -
برخی!
از مطالب با "خونِ دل" نوشته می شوند
لــطـفـــاً بــا "اشــکِ چشــم" بخـوانـیــد

- - - - - -

نشر مطالب بی ذکر منبع بلا مانع است ،
حلالِ جانتان ...

کربلایی باشید

راوی


حسین جان

آیا من ...

لایق ...

تو بوده ام ؟


پیش به سوی

حرم حسینی ...


کربلا ، دعا گویتان خواهم بود ...


ح س ی ن

دل که بدهی ، آسمانی می شوی ...

سلام
پیاده آماده بودم
پیاده خواهم رفت

لیاقتی نبود عنایتی شد در خیل زائران حسینی دعاگویتان باشم
حلال کنید
یا علی
التماس دعا...
پدر منم داره میره.
امیدوارم به سلامت برید و برگردید.

سلام

 

 فرا رسیدن روز دانشجو را به شما صمیمانه تبریک می گویم....

 

 

 25 توصیه رهبری به دانشجویان....

 

http://zareh.blog.ir/post/636

 

.
.
.

قبول باشه.

ان شاءالله که کار فرهنگی تون حین پیاده روی برای ما هم بگین...

یا حـ سین...
۱۱ دی ۹۳ ، ۱۴:۲۷ سید محمود موسوی
زیارت قبول

التماس دعا

یاعلی...

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی