حکایت عشق ...

درباره بلاگ
حکایت عشق ...

از پیــر مـــردی پرسیده اند
" عشق " چند حرف دارد ؟
گفـت : چــهــار حـــرف ...
بـه او خندیدند و رفـتـنـد ...
پیر مرد زیر لب هایش , " حسین " میگفت ...

یا حسین ...

- - - - - - -
پرسه های ذهن م در دنیای کوچک خیال م
دل نـوشت هـایی را به ارمغان می آورد کـه
آنها را در اینجا نشر میدهم ....

به امید گوشه چشمی ...

- - - - - -
برخی!
از مطالب با "خونِ دل" نوشته می شوند
لــطـفـــاً بــا "اشــکِ چشــم" بخـوانـیــد

- - - - - -

نشر مطالب بی ذکر منبع بلا مانع است ،
حلالِ جانتان ...

کربلایی باشید

راوی

حسینی بودن !
به اسم نیست !
به رسم است !
.
رسم حسینی بودن !
یا حسین گفتن نیست !
با حسین بودن است !
.
با حسین بودن !
فقط شور حسینی نیست !
داشتن  شعور هم است !
.
با شعور بودن !
تنها در حرف نیست!
در عمل هم است ...
.
با عمل بودن !
فقط در اخلاق و رفتار نیست !
در مبارزه است ....!

.

.

باید مبارزه کرد ! با هرچه که

قابل مبارزه است است !

مثلا ... مبارزه با نفس ...

دل که بدهی ، آسمانی می شوی ...

۰۵ مهر ۹۴ ، ۰۷:۳۱ ذره ی ناچیز
الهی!
حسینیمان کن
تکانمان بده...

اجرکم عندالله
۱۳ مهر ۹۴ ، ۰۱:۳۱ بهروز سعدی
بسیار وبلاگ زیبایی دارید، حالا که حسینی هستید بگذارید ماجرایی را برای شما تعریف کنم، عموی من قبل از شهادت وصیت کرده بود روی سنگ مزارش بنویسند قربانی اسلام، بعد از شهادت کسی روی سنگ قبرش ننوشت قربانی اسلام، از آنجایی که شهید زنده است یکی از پاکان عالم از ایشان سوال کرد که ناراحت نیستی وصیتت را بر سنگ مزارت ننوشتند؟؟ میدانی چه پاسخ داد؟؟ گفت ای کاش میگفتم بنویسند قربانی حسین.......
بلی

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی